تبليغاتX
روان شناسی و اجتماعی - آیا مایلی کهن و امثالهم نماینده ایران عزیز اسلامی هستند؟
نوشته های یک معلم
 آیا مایلی کهن و امثالهم نماینده ایران عزیز اسلامی هستند؟

سلام .سلامی به پهنای ایران زمین.

یه مدتی بود که ننوشتیم و حالا هم که داریم می نویسیم از حرف های صد تا یه غاز بعضی ها دزذی کردیم.(سلامی به پهنای ایران زمین)اصولا این گنده حرفا از زبان کسانی بیرون می آید که حرفی برای گفتن ندارند.لذا مجبور می شوند که از این چنین ادبیات گنده ای استفاده کنند که قبلا بزرگانی آن را به نام خود ثبت  کرده اند.

گفتم" پهنای ایران زمین" یاد حرف های جناب مستطاب محمد مایلی کهن افتادم که در فرازی از افاضاتشان به قلعه نوعی فرمودند:

"لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك مي‌كشند مي‌گويم كه از گل دقيقه 90 سايپا و پيامي كه آن گل به پهناي ايران عزيز اسلامي داشته؛ پند گرفته و هر چه سريعتر دست از نوچه بازي و نوچه پروري برداشته از كارهاي ناثواب و عوام فريبي دست بردارند.

ملاحظه فرمودید:ایران عزیز اسلامی!!!!!

این آقا هر چه دل خیلی خیل تنگش خواسته گفته و آخرالامر توپ را انداخته تو زمین این ملت!!!!!عجبا.

فرصت طلبی که ما باشیم از این فرصت بادآورده استفاده کرده قراره چند تا مطلب اجتماعی و روانشناسانه!!!!!!!!!!!!!!!!!!به این موضوع الصاق کنیم.

مطلب اول :اجتماعیست و  در مورد سرزمین :

به اعتقاد من ارزش و اعتبار سرزمین چیزی جز مردم آن سرزمین نیستند.خاک خاک است.اگر همه ما ایرانی ها را  بلند کنند و مثلا به هندوستان ببرند و هندی ها را به ایران ،اتفاق آنچنانی نمی افتد اما اگر مثلا من از این کاروان به جا بمانم و دور و برم را هندی جماعت بگیرند.دلم مثل یه چیزی می ترکد ،اگر چه خاک همین خاک باشد.بله .این جماعت هستند که سرزمین می سازند و به خاک معنا می دهند. اگر می خواهیم به آنها احترام بگذاریم باید اول به مردمش احترام بگذاریم وبعد سنگ و خاکش را و  اگر می خواهیم سرزمین ایران را بشناسیم باید مردمش را بشناسم و نه خاکش را.اجمعین مردم هم تعیین کننده اند البته به این صورت که ما ناخواسته نمایندگانی را برای سخن گویی خودمان انتخاب می کنیم که حرف دلمان را بزنند .

حالا یه سوال .البته بهتر است خودمان را گول نزنیم و راست حسینی جواب بدهیم.

آیا مایلی کهن و امثالهم نمایندگان ما نیستند؟

 

و اما از زاویه روان شناسانه موضوع:

آمی وقتی که لخت و عور به این دنیا می آید از همان ابتدا سر ناسازگاری دارد.جیغ می زند همه را به فحش می بندد  که: ای هوار ای فلان فلان شده ها  چرا از آن محیط امن بیرنم کشیدید.مگر شما کی هستید؟شما همان  آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم)  هستید كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك مي‌كشید.

خلاصه اینکه بچه اصلا از غیظ هم که شده و یا هر چیز دیگه بد و خوب سرش نمی شود.دوست داره لخت و عور همه جا بگردد  و ما به چه بدبختی لباس تنش می کنیم.هر چر تو پرتی را می گه  و به چه بدبختی حرف زدن و بجا حرف زدن یادش می دهیم.همه جا  را به گه می کشه و به چه بدبختی  آداب دستشویی و رختشویی را یادش می دهیم.

بعد عهد و بوقی این آدم برای ما می شود آدمی که قشنگ حرف می زند .شیک می پوشد و در جایش  می تخلید.این چنین می شود که انسان می آموزد که کجا شوخی کند و کجا جدی باشد.کجا چرند بگوید و چه جا نظم بسراید.اگر یه انسانی این مهم نتواند از دو حال خارج نیست .یا عقب افتاده ذهنی است و یا بسیار عصبانیست.و کسی همیشه خدا بسیار عصبانی است همان کسی است که روان شناسان به او می گویند : روان نژند.(که البته ممکن است خیلی هم با هوش باشد.)

بر عقلای  جامعه  فرض است که این چنین افرادی را به پست های مهم نگمارند چرا که آن می شود که دیدید.او مثل یه بچه است که نه می دند چه بپوشد چه بگوید و کجا.....

این مقال مقاله ایست برای همیشه و همه کس  که بیاموزیم  همیشه دوران هر کسی را به هر کاری نگماریم که دست گل به آب دهد و آبرو ببرد.

|+| نوشته شده توسط علی در جمعه چهارم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا