باز می آید پرستو نغمه خوان
باز می سازد در اینجا آشیان
نمیدونم این چندمین عیدیه که عیدانه می نویسم.
امسال هم همچون سال های پیش به انتها رسید اما انگاری من هنوز اندر خم یک کوچه ام.
دور و برم را به قول شاعر :تا که نگاه می کنم تغییرات زیادی می بینم مثلا خانه ام عوض شده،موهایم سفید شده.یه تعدادی مردند.یه تعدادی هم به دنیا آمدند.
اما یه جاهایی هم آب از آب تکون نخورده.اگه گفتید کجا؟بگم؟بگم؟بگم؟
آموزش و پرورش!!!!!!!!!
از همه جهت.چه آموزشش و چه پرورشش.آش همان آش است و کاسه همان کاسه!!
می گی نه پس گوش بگیر:کلاس همان.میز همان.نیمکت همان.معلم همان وزیر همان.اداره همان.مدیر همان.دانش آموز همان.جریان آموزش و پرورش مانند جریان یک چشمه است که گرچه حر کت می کند و آبش عوض می شود اما چشمه همان چشمه استآبش هم نه کم می شه و نه زیاد.
وضعیت استخدامی ها همان.حق التدریسی ها همان.نظام همانگ پرداخت که تا حالا اجرا نشده هما ن با حساب کتاب من اگر هم در سال جاری اجرا هم شود باز هم همان.
والا ما هر چی به قد و بالای این سال 87 نگاه می کنیم.چیز دندان گیری نمی بینیم که بگیم به این دلیل سال خوبی بوده.بحران اقتصادی ،غزه،پدر اتریشی،اعتیاد ،قاچاق،کوفت،زهر مار تا دلت بخواهد در این سال بوده.ولی دروغ چرا یک چیز جالب و قشنگ اتفاق افتاد و اون هم انتخاب باراک اوباما بود.که در موردش نوشتم.همین و دیگر هیچ.از خود می پرسم آیا در 88 هم دنیا به همان سمتی می رود که در 87 رفت.
در گذشته چه بوده؟تا آنجائیکه ما در تاریخ گشت زدیم تا بوده همین بوده.می گی نه شاهنامه را بخوان ویل دورانت را بخوان سینوحه را بخوان.اصلا حافظ را بخوان:
جهان پیر است و بی بنیاد
از این فرهاد کش فریاد
بیچاره انیشتین هم حتی در کار این جهان ماند و آخر سر دست به دامان روانشناسی به نام فروید شد که:چه نشسته ای ما که سر از کار دنیا در نیاوردیم تو بگو چه خبره و آیا :
راه رستگاتری هست؟
فروید معتقد است که امروز هم به رغم تغییر و تکامل شیوه های حکومتی، باز تنها راه رسیدن به حق، زور است.
یعنی جلوی زور را بایستی به زور گرفت !!!!
البته در مقابل نظریه فروید رویکردها دیگری نیز وجود دارند که حرف های دیگری از روحیات انسان می زنند.معروف ترین آنها رویکرد" پدیدار شناختی" مخصوصا شاخه ای از آن که "انسان گرا ها" را شامل می شود،است.
این روان شناسان به تجربه های شخصی و درونی فرد، آن هم از دیدگاه یا منظر خود فرد توجه دارند.بر اساس این دیدگاه «انسان یک موجود آزاد و انتخاب گراست و توانایی رشد و خودشکوفایی دارد.
خلاصه اینکه عالم و آدم در کار این جهان موندند.
حتی متعبدترین آدمها هم می خواهند به زور ما را وارد بهشت کنند و روان شناس ها هم همونجور که خوندید می خواهند به زور خوشبختمان کنند.خلاصه اینکه داداش دنیا یا دنیای زر است یا زور.هیچکدومشون هم راه رستگاری نیستند.
شاید امسال رستگاری نزدیک باشد.شاید.شاید شاید.بالاخره انسان به امید زنده است .امسال هم ما به امید راه خود را می کنیم آغاز
کجا؟
هر جا که پیش آید.تا شاید همینجورالله بختکی به روزی که شاملو تصویر کرده برسیم:
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادریست.
روزی که دیگر در های خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ایست
وقلب برای زندگی بس است.
|
+| نوشته شده توسط
علی در شنبه یکم فروردین 1388
|