تبليغاتX
روان شناسی و اجتماعی - سبد خرید کالا
نوشته های یک معلم
 سبد خرید کالا

صبح اول صبحی معاون یه برگه جلوم گذاشت که امضاش کنم.ما هم که هیچ وقت حال خوندن این جور چیزا رو نداریم خواستیم بامضاییم اما نمیدونم چی شد که گفتیم چی هست؟عرضه داشت که:سبد کالاست.دو تا 8 تومان از حقوقت کم می کنند .چند تا بن خرید سی و نمیدونم چند تومانی بهت می دهند.

که چی بشه؟

که جنس های بنجول و از تاریخ گذشته تعاونی های مصرف تموم بشه.

چرا 16 از ما کم می شه؟

برای اینکه به 36 برسه.

برگه را امضا نکرده رفتم و در جواب نگاه متعجب معاون غرغر کنان گفتم:گرچه جواب ابلهان خاموشیست اما برای این دل بیصاحاب شده هم که شده باهاس بگم این یک فحش است بدتر از فحش خواهر مادر و  بدتر از همه اینکه حرف و اعتراض ما هم مثل تف سربالا دوباره می افته روی ما.

من نمیدونم کدام مغز نابغه ای همچه طرح خلاقانه ای داده.واقعا به هیچ راه دیگری نمی شد معلم و قشر کارمند را تحقیر کرد.د آخه انیشتین!!!!!!!!! هرچی فکر می کنم این  مخ معیوب و از تاریخ گذشته من  نمی تونه قضیه  دو تا 8 تومان کم شدن را بفهمه.همونجوری که کسی غیر از انیشتین نتونسته از نسبیت سر در بیاره.

وقتی افراد خبره به خاطر جناح بازی کنار گذاشته ومسئولیت ها را به هر  ننه من قمری می دهند نباید بیشتر از این انتظار داشت.اینها چون سر از کار در نمی آورند مجبورند به توصیه هر خاله و عمه ای گوش دهند غافل از اینکه اداره امورمملکت با توصیه عمه و خاله نمی شود.

زیاده جسارت است   علی

 

این هم نامه ای معروف از امیر کبیر برای ناصرالدین شاه ضل الله

 

متن نامه:

قربانت شوم

الساعه که در ایوان منزل همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولم خبر رسید که

شاعزاده موثق الدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کرده بودم به توصیه

عمه خود ابقا فرموده  و سخن هزل بر زبان رانده اید.فرستادم اورا تحت الحفظ به تهران

 بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت با توصیه عمه و خاله نمی شود.

زیاده جسارت است  تقی

 

|+| نوشته شده توسط علی در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386  |
 
 
بالا