
امروز می خواهم به دو مطلب اشاره کنم اولش اعترافی دومش سیاسی
اما اول دومش:هرچی خواستم نگم دیدم نمی شه گفتیم تا حناق نگرفتیم هر چی داریم بریزیم رو دایره هر چه باداباد.
خدمت اساتید عرض شود که اگر موش گشنه و تشنه ای را داخل یک قفس بیندازند که بیرون از قفس پنیر چرب و نرمی باشد .موشه آنقدر به در و دیوار می زند و کوشش و خطا می کند تا اتفاقی دماغش به اهرم خورده در باز می شود .بعدش پنیر را نوش جان می کند.دفعه دوم همین داستان را داریم منتها در زمان کمتر .اگر این آزمایش را چند بار تکرار کنیم.موش به محض داخل قفس شدن دماغش را به اهرم می زند.اینجاست که می گوییم موش توسط کوشش و خطا یاد گرفته است.این نوع یادگیری پایینترین سطح یادگیریست که مختص بچه ها و حیوانانت است.انسان بعد تحصیلات و تجربه کمتر به یادگیری از نوع کوشش و خطا می پردازد.
د آخه احمدی نژادجون نونت نبود آبت نبود فرشیدی گرفتنت چی بود.این همه بهت گفتند این آقا بی تجربه است .بعضیها هم گفتند هر را از بر تشخیص نمی دهد.نمونه اش در جریان اعتراضات سال گذشته بود که این آقا یک جمله در دفاع از این قشر نگفت.آخرش هم به سبک مادر عروس گفت:به بیش از 90 درصد قول قرارهایمان وفا کردیم.کدوم آدم عاقلی یه همچه حرف مفتی می زند و کدوم خری باور می کند.این چند صباحی که عمر از خدا گرفتیم فهممان آمد که لیاقت یه چیزه و تعهد چیزی دیگر.آدم بی لیاقت ضررش صدها مرتبه بالاتر از آدم بی تعهد است.آقای رییس جمهور نتوانستی کسی را بیابی که هر دویش را داشته باشه.حداقل لایقش را می آوردی که این چنین سر افکنده نرود. چقدر در آن زمان گفتیم که فرشیدی جون به خاطر اعتراض به برخورد ناشایست با معلم ها استعفا بده.نداد که نداد.آخرش چی شد.خیلی فجیعه که آدم به خاطر همکاراش کنار نره ولی بعدا به خاطر بی عرضگی کنارش بگذارند.خیلی بد خیلی بد.پیشنهاد من به آقای پریزیدنت اینه که منبعد برای پست وزارت تجربه را هم در نظر بگیرد و برای پوز زنی جناح مقابل ملت را قربانی نکند.آخه صندلی وزارت که کلاس کارآموزی نیست که هی اینو می آری اونو می بری.این که شد کوشش وخطا.افرادی در همینمملکت هستند که امتحانش را پس داده اند از آنها انتخاب کن حتی اگر با تو بستنی نخورده باشند.
از حق نگذریم از یه چیز رییس جمهور خوشم می آد و آن بی تعارف بودنش است.اگر مجلس در استیضاح فرشیدی رودربایستی نمی کرد دیگه لزومی به پرداختن هزینه در این همه مدت نبودیم.
و اما دوم اولش زمانی که پست قبلی را با موضوع "سینوهه" نوشتم.باد در غبغبم بود که چه کردی علی .اما زود این باد در رفت فقط با یک نیشتر.بخوانید:
نویسنده: وحدانه - سایت خاطرات استاد فیزیکدوشنبه 12 آذر1386 ساعت: 6:30
اقا من هم این کتاب رو خوندم . خیلی عالی بود
می بینم که خیلی دل پری از نفرنفرنفر داری . اخه عزیز جان اون فقط می تونست حرف بزنه و دلبری کنه . ولی اراده و افسار سینوهه دست خودش بود . بیخود بی ارادگی و ضعیف النفس بودن اون مرد را به گردن اون زن ننداز . کسی که اینقدر ضعیف و ناتوان باشه حقشه اینجور بلاهایی سرش بیاد که حتی قبر پدر و مادرش رو بفروشه .وب سایت
نویسنده: وحدانه - سایت خاطرات استاد فیزیکدوشنبه 12 آذر1386 ساعت: 6:36
این نقطه ضعف بزرگ مردها از همون روز الست بوده و همیشه سعی داشتند با فرافکنی یکی دیگه رو مقصر نشون بدن .
یه کم به این فکر کنید که تو یک چنین موقعیتهایی چرا یکی مثل یوسف پیامبر می شه و یکی مثل سینوهه ؟
جوابش فقط اینه که باید به خودتون برگردید . بیرون از خودتون هیچ جوابی برای این سوال پیدا نمی کنید . مطمئن باش .
این تلنگر سفت بدجوری من و عصبانی کرد .عصبانی از دست خودم و نه از وحدانه.بنابرین گفتم جوابیه ای از خود در کنم دندان شکن که کمر غرور مرا بشکند و نه او که او حرفش حساب هست و حرف حساب جواب ندارد.
البته مشکل من در اینجا بود که حرفم را جامع و مانع نزدم .اگر از عیب نفر نفر نفر گفتم بایستی از عیب بزرگتر ضعیف النفسی چون سینوهه نیز می گفتم که به یک اشارت ابرو، دل و دین بفروخت!!! ای خاک بر سرش.آدم بی ظرفیت.
حالا هم برای اینکه ارادت خودرا به اجمعین اناث خواننده این سطور ثابت کنم پیشنهاد می کنم خودزنی زیر را که معلوم نیست از کجا گرفتم بخوانید:
خصوصیات آقایون :
1) خوشتیپ تر از خودشون نمی تونن ببینن
۲ ) هر روز که باهاشون آشنا بشی 3 روز بعد به طور اتفاقی تولدشونه
۳)دوست ندارن دم ویترین مغازه وایسن مبادا خامشون از چیزی خوشش بیاد
۴) روز تولد خانمشون یا ماموریتند یا مسافرت
۵) اگه راجع به سربازی یا دانشگاه ازشون بپرسی تب 40 درجه می گیردشون
6 ) هروقت دیر می کنن به جون ماماناشون تو ترافیک بودند
ولی هر چی که باشد بالاخره زنی گفتند مردی گفتند چرا که:
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
که هر چیزی به جای خویش نیکوست

|
+| نوشته شده توسط
علی در دوشنبه دوازدهم آذر 1386
|