جاتون خالی دیروز از مشهد برگشتم.چند روز قبلش هم یه توک پا رفته بودم تهران.در مورد این 2 سفر اگر کنجکاو هستید که بدانید .بایستی عرض شود که با انکه اصراری بر سوزاندن دماغ شما ندارم اما اصلا علاقه ای به نو.شتن در موردشان را ندارم.و اما موضوع این پست در مورد علم و هنر است:
"يک روز مردي ميرفت به شهر که هيزم بفروشد. بين راه نصرالدين به او
رسيد و پرسيد: «اين حطب مرتب بر حمار اسوداللون را هر رطل شرعي
به چند درهم در معرض بيع و شرا در مي آوري؟»
مرد نگاهي به او کرد و گفت: «داداش! اگر مي خواهي هيزم بخري هر
من سي درم، اما اگر مي خواهي دعا بخواني، برو مسجد.»"
کتاب درسی روان شناسی امسال مثلا عوض شده ولی مشکلش هنوز پابرجاست.اما ایراد کار کجاست؟
تا وقتی درس میدهم مشکلی نیست.سوال میدهم باز هم مشکلی نیست.بچه ها از ناخن پا تا انتهای موی سر گوش می شوند و به نطق شیرین !!جذاب !!!و گهربار من گوش جان می سپارند.مشگل از جلسه بعد شروع می شود که می خواهم بپرسم.تقریبا همه متفق القول می شوند که اقای دبیر شما این مطالب را درس ندادید.!!!!!!!!!!!! چون هر چه می خوانیم کمتر می فهمیم!!!!!!
میرم خونه اینبار از نگاه دانش اموزان یه نگاهی به مطالب کتاب می اندازم.با خود می گویم :جدا که بهتر از این نمی شود مطالب ساده را به سخت ترین نحوی بیان کرد.من نمی فهمم که حضرات نویسندگان چه درکی از علم و هنر دارند .بنده ی سراپا علم و هنر!!! کاری به تعریف علم ندارم اما به اعتقاد من هنر تعلیم یعنی «بیان سخت ترین مطالب با ساده ترین روش».
شاید عالیجنابان مستطاب نویسندگان عالمی تمام و کمال باشند اما دریغ از یه ایپسیلون هنر.با خود می گویم:بنده با هوش متوسط خودم این توان را دارم اما چرا این حضرات با هوشمندی متوسط به بالا و نخبه ندارند؟شاید جوابش این باشد که انها همه را مثل خود می دانند شاید هم می خواهند اظهار فضل کنند شاید هم می خواهند هر ننه من قمری سر از کتاب در نیاورد .شاید هم می خواهند دانش اموزان را به چالش بکشند که یه کمی برای فهم مطالب تلاش کنند .شاید هم می خواهند زحمت من معلم را زیاد کنند.خلاصه اینکه حتما یه دلیلی دارد.
اصلا ولش کن بچسبیم به نکته های کوچک زندگی:
1. وقتی چیزی روی اجاق می جوشد از آشپزخانه بیرون نرو
2. وقتی کسی عطسه می کن بگو علفیت باشد
3. سعی کن موفقیت های قبلیت مانع پیشرفت های بعدیت نشود.
4. همیشه تنبیه را متناسب خطا در نظر بگیر
5. هیچوقت پایان فیلم ها و کتاب های خوب را بازگو نکن.
6. وقتی به مسافرت می روی دو سنجاق برای کیپ کردن پرده همراه داشته باش.
7. هیچ وقت کاری نکن که اعتماد دیگران به تو سلب شود.
8. هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
9. نگذار خودت و اعضای خانواده ات آنقدر غرق کار و تلاش شوید که برای صرف یک وعده غذا هم فرصت دور هم جمع شدن را نداشته باشید.
10. شبها تا وقتی تمام اعضای خانواده برنگشته اند چراغ حیاط را خاموش نکن.
|
+| نوشته شده توسط
علی در جمعه نهم اسفند 1387
|